|
به وبلاگ من خوش آمدید امیدوارم لحظات خوبی داشته باشید
|
چيه چيزي شده؟ چرا ساكتي؟
دوست داري من نباشم تا كنارت باشه كي؟؟
شنيدم از من دلسرد شدي به تازگي
شادياتو تقسيم ميكني با يكي
ديگه كه دوسش داريو تو روش حساسي
روش داري عقايد خيلي شيكو وسواسي
انقده اونو ميخواي
كه اگه با اون بوديو منو اتفاقي جايي ديدي نشناسي
گفتم غرورمم زير پاهات بزار له بشه
رفتي نذاشتي حتي دوستيمون به سال بكشه
توعين نداريا واسه تو هر كاري كردمو
بي معرفت نيومد يه بار به چشت
هرچي راجبت فكر ميكردم شد نقش بر آب
آواره آمارت بدجور همه جا پخشه الان
كاري كردي كه حتي زندگي سخت شه برام
بگو بينم كي تو زندگيت پر نقشه الان؟
اونم مثه منه و تعصب داره رو تو؟
دوست داره همه جوره حفظ كنه آبروتو؟
مثه من حاظره با دنيا هم عوض نكنه
حتي يه دونه از اون تار موتو؟
يا كه برعكس نسبت به تو بي ارزشه
بگو چي كم گذاشتم واست اين رسمشه؟
كه جواب خوبيمو بدي با بديات
مگه نميگفتي فرق كردي با قديما
خاطراتو فراموش ميكنم مو به موشو
برو با هركي كه دلت ميخواد رو به به رو شو
بدون ديگه واسه من مرده كسي كه
يه روزي با دنيا عوض نميكردم يه دونه موشو
چه خوش خيالم به فكر اين كه دوباره تو بهم زنگ ميزني
شبا تا صبح بيدارم
عیب نداره تو اين شبا كه واسه ما سخته خواب
تو با خيال راحتت بگير تخت بخواب
نگران منم نباشو آروم يواش
چشماتو ببند بودن از ما داغون تراش
كه حالا همه چيو سپردم به دست فراموشي
خوب ميدونم كه حالا با كس ديگه هم آغوشي
اينارو ميبينمو ميسازم بازم با غم تو
اينو بدون يه روزي ميگيره آهم دامنتو
آخه تا من يادمه تو با راحتي
منو تنها گذاشتي تو اوج ناراحتي
كاري كردي كه به يه فكر خراب رسيدم
فكر كثيفمو حتي تا خلاف كشيدم
وقتي ميديدم نيستي اما يادت اينجاست
وقتي نميشد منو تو با هم ما بشيم باز
خاطراتو فراموش ميكنم مو به موشو
برو با هركي كه دلت ميخواد رو به به رو شو
بدون ديگه واسه من مرده كسي كه
يه روزي با دنيا عوض نميكردم يه دونه موشو
هنوزم بوي عطرت چندتا دونه مشكي از اون موي لختت
روي تخته
تختي كه هميشه ميشدي روش تو بغلم ولو
تو كه رفتي نميشكوندي اقلان دلو
با زخم زبونت رسم زمونه اينه
رابطه هايي كه به هم وصل نمونه
خيلي خوب ديگه همه چي بسه تمومه
هرچي خدا بخواد همه چي دست همونه
ولي بدون تو هم يكم نه اخرشي
منه سادرو بگو ساختم با همه چيت
نميخوام سر صحبت الكي هي بي مورد باشه
اصن(اصلا) تو خوبي هر چي تو ميگي باشه
ديگه اسمتم تو زندگيم باشه نحسه
هر بلاييم سرم آوردي ناز شصتت
بهتره اصلا نمونيم با هم ما يه لحظه
اميدوارم دل توام از من باشه خسته
خاطراتو فراموش ميكنم مو به موشو
برو با هركي كه دلت ميخواد رو به به رو شو
بدون ديگه واسه من مرده كسي كه
يه روزي با دنيا عوض نميكردم يه دونه موشو
***********************************************************
مردان در قابوس مردانگی به وسعت غیر قابل
تصوری نامردند
برای اثبات ان همین بس که در مقابل قلب فریب
خورده ی یک زن
می پندارند که مردند
شراب خواستم...
گفت : " ممنوع است "
آغوش خواستم.
گفت : " ممنوع است"
بوسه خواستم...
گفت : " ممنوع است "
نگاه خواستم...
گفت: " ممنوع است "
نفس خواستم...
گفت : " ممنوع است " ...
حالا از پس آن همه سال ديکتاتوري عاشقانه ، با يک بطري پر از
گلاب ، آمده بر سر خاکم و به آغوش مي کشد با هر چه بوسه ، سنگ
سرد مزارم را و چه ناسزاوار عکسي را که بر مزارم به يادگار مانده ،
نگاه مي کند و در حسرت نفس هاي از دست رفته ، به آرامي اشک
مي ريزد ...
دست گرم تو لباس تازه ی من کنج آغوش تو است اندازه ی من
پوششی می خواهم از جنس تن تو همدمی خواهم بغیر از سایه ی من
نو نوارم کن بپوشان پیکر من با تو عید آمد سراغ خانه ی من
شانه هایت وقت ناآرامی من جای امن خلوت تنهایی من
هردم از هرم تب آلود تن تو می شکوفد حس بی پروایی من
اوج پرواز لحظه ی آزادی من با تو پایان شب تنهایی من
گونه های سردم افسون میشود از نفس های تو گلگون میشود
بی خود از خود کنج آغوش توام با تو احوالم دگرگون میشود
قطره بودم باتو باران میشوم با تو من همچون بهاران میشوم
پیچ و تاب تازه ای دارد تنم باتو من سرو خرامان میشوم
من نمی دانم تو عشقی یا هوس کی ازاین کرده پشیمان میشوم
هرکه بودم با تو دیگر نیستم من در حدیث تازه ای گو چیستم من
من هزاران چهره از خود دیده ام آینه می پرسد امروز کیستم من...
<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

حرفت قبول، لایق خوبی نبوده ام
وقتی بدم، موافق خوبی نبوده ام
عذرای پاک دامن اشعار آبی ام
من را ببخش، وامق خوبی نبوده ام
فهمیدی این که خنده تلخم تصنعی است؟
الحق که من منافق خوبی نبوده ام!
هر چه نگاه می کنم این روزها به خویش
جز شانه های هق هق خوبی نبوده ام
این بادها به کهنگی ام طعنه می زنند
من بادبان قایق خوبی نبوده ام
من هیچ وقت شاعر خوبی نمی شوم!
من هیچ وقت خالق خوبی نبوده ام!
فهمیدم این که فلسفه من شکستن است
هرگز دچار منطق خوبی نبوده ام
حرفت قبول، هرچه که گفتی قبول، آه
اما نگو که عاشق خوبی نبوده ام!
از : امیر مرزبان
زیر بارون تو منو ببوس می خوام عاشق بارون باشم
توی سرما بغلم کن می خوام عاشق سرمای زمستون باشم
توی گرما, جنگ آفتاب بگو که دوستم داری
من می خوام عاشق گرمای تابستون باشم
هر کجا دلم بگیره من می خوام یاد تو باشم
خدا اون روز و نیاره که یه روز از تو جدا شم
چه خوبه با تو همیشه موندن و پیر شدن
به هوای روز آشتی گاهی دلگیر شدن
دستامو بگیر تو دستات وقتی از تب میسوزم
من می خوام عاشق زندگی توی تب باشم
شب و نیمه شب بشین تنگ دلم
روز و دوست دارم و می خوام مرده ی شب باشم
بهترین بوسه رو بگذار واسه ی خداحافظی
من می خوام منتظر لحظه ی رفتن باشم
آخه شوق دیدنت همیشه هست
من میخوام شاهد اشک شوق رفتن باشم
هر کجا دلم بگیره من می خوام یاد تو باشم
خدا اون روز و نیاره که یه روز از تو جدا شم